تعریف و مثال روشن برای اصطلاحات برنامهریزی، بهرهوری و مالی که در بلاگ دینگیکس استفاده میشوند.
چارچوبی برای هدفگذاری که در آن هر هدف باید مشخص، قابلسنجش، دستیافتنی، مرتبط و زماندار باشد.
روشی برای زمانبندی که در آن بهجای فهرست کارهای باز، به هر کار یک بازهٔ زمانی مشخص روی تقویم اختصاص میدهید.
باور به اینکه تواناییها و هوش را میتوان از طریق تلاش، راهبرد و بازخورد رشد داد، نه اینکه ویژگیهایی ثابت و تغییرناپذیرند.
چسباندن یک عادت جدید به یک عادت موجود، طوری که عادت قدیمی بهعنوان محرک عادت جدید عمل کند.
سودی که هم روی مبلغ اصلی پسانداز یا سرمایهگذاریشده و هم روی سودی که تاکنون کسب شده محاسبه میشود.
مبلغی که مخصوصاً برای پوشش هزینههای غیرمنتظره یا از دست دادن درآمد کنار گذاشته میشود و از پول خرج روزمره جداست.
ابزاری چهارخانهای که کارها را بر اساس فوریت و اهمیت دستهبندی میکند تا مشخص شود چه چیزی انجام، زمانبندی، واگذار یا حذف شود.
فلسفهای در استفاده از فناوری که فقط ابزارها و اپهایی را نگه میدارد که واقعاً از ارزشهای شما پشتیبانی میکنند و بقیه را حذف میکند.
کار متمرکز و بدون حواسپرتی روی وظیفهای که از نظر شناختی سنگین است، در بازهای طولانی و بیوقفه.